بسته جوک تابستونی ۳۰ تیر ۱۳۹۶

[ad_1]

‏اخبار داشت ميگف كه لايه اوزون سوراخش گشاد تر شده
.
.
‌.
‌.
بابام داد زده ميگه تقصير توئه، همش سرت تو گوشيته
??

حتي پشماي گوينده اخبار هم ريخته بود
???

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏مامانه توی فروشگاه به بچش گفت چیپس و پفک نمیخرم برات
.
.
.
.
پسره چیپسو باز کرد گفت حالا مجبوری بخری
?

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

من ۶۰۰ تومن پول کفش بدم، خودم میرم تو جاکفشی میخوابم
.
.
.
.
کفشا رو هدایت میکنم سمت اتاقم
?

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

یه بار بابام شک کرده بود سیگار میکشم رسیدم خونه گف جیباتو خالى کن

خالى کردم سه تا ادامس شیک اومد بیرون
.
.
.
.
گف خر خودتى اینارم بعد سیگار میخورى
???

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

یه دوست دختر داشتم وقتی ناراحت میشد واسش مهم نبود ساعت چنده فقط میگفت من میخوابم شب بخیر
.
.
.
.
.
چندبار ۱۱ صب خوابید
???

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏از برجک اومدم پایین، فرمانده گفت چرا پستت رو ترک کردی؟
.
.
.
.
.
گفتم میخواستم ترکش کنم ببینم اگه برنگشت از اول هم شیفت من نبوده
?????

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

زن : سلام عشقم ، یک موضوع خیلی مهم و جدی است که باید باهات صحبت کنم
?

مرد : چه موضوعی؟
??

زن :آزمایشات دی ان ای نشون میده که این بچه مال ما نیست
??

مرد : آزمایشات درست میگه
.
.
.
.
زن : چرا ؟
?

مرد : یادت میاد تو بیمارستان بعد از زایمانت بچه خودشو کثیف کرد ، تو گفتی برو عوضش کن

خب، منم رفتم با یک بچه تمیز دیگه عوضش کردم و اوردمش
??☺️☺️???

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

چه تو نوزادی ، چه تو پیری پوشکمون میکنن
?
.
.
.
.
.
فقط یه چند سالی این وسط میرینیم به زندگیمون????

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

دیشب ساعت سه شب داشتم از خیابون رد میشدم، روی شیشه مغازه زده بود در صورت بسته بودن مغازه با این شماره تماس حاصل فرمائید
.
.
.
.
منم زنگ زدم
یارو گفت چیکار داری
منم گفتم هیچی اینجا گفتین اگه مغازه بستست زنگ بزنید منم زدم

نمیدونم چرا فحش دا
خودش گفته بود
?
مگه بده آدم به حرف کسی گوش کنه
?
مردم اعصاب ندارنا
???

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

يه خانمی بود تو مهد كودكمون فقط يه جمله ازش يادمه
?
.
.
.
.
همیشه بهم میگفت: پسرم با پسرا هم بازی كن
?

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏تابستونا منتظر زمستونیم که هوا خنک شه، زمستونا منتظر تابستونیم هوا گرم شه
?
.
.
.
.
.
کلا یه مشت
is waiting
جمع شدیم دور هم
??

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏شما جلو یکی بگو من خیلی بدبختم رعد و برق خورده تو سرم

یارو می کشه پایین خورشیدو که رفته تو باکسنش رو بهت نشون میده
‌.
.
.
.
خلاصه همه از شما بدبخترن دیگه
???

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

صبحی تو ترافیک راننده جوون اِل نود یه استکان چای تو دستش بود و همسرش کنارش شیرینی میذاشت دهنش
.
.
.
.
اینقدر صحنه رومانتیکی بود که گفتم برسم ازدواج میکنم
???

♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦ ♦

‏تو بیو اینستا تون مینویسید آیم کوئین ، پشت مانتو تون مینویسید آیم کوئین
.
.
.
.
خود ملکه الیزابت هرجا میرفت میگفت خیاطی کار میکنم
????

26 ◄ قر تو کمرم فراوونه ….

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *